خرید بک لینک

آدمهایی که با جکپات بازی میکنند را دیدهاید؟

یک سری هایشان وقتی نتیجه ی مطلوبی دریافت نمی کنند، لگدی حواله ی دستگاه میکنند و میروند.

آدمها جک پات نیستند دوستان.

اگر مطابق میلتان رفتار نکردند، حواستان باشد که زبانتان لگد حوالهشان نکند.

چون ممکن است باز چشم تو چشم بشوید و شرمساریاش است که میماند...

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:59

يكشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۲ ق.ظ یک لحظه به خودم آمدم و دیدم که دارم به یک نفر پیام می دهم: به من زنگ بزن لازمت دارم. کنسلش کردم. چرا کنسلش کردی ؟ پاسخ:چون کار اشتباهی بود امان از این پیامای خارج از اراده، امان از وقتی که کنسل نکنی. دو دیقه بعدش منم که دارم با کف دست میزنم

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 22:10

بروزر گوشی ام خراب شده و مجبورم وبلاگهایتان را پی دی اف کنم و روی گوشی بریزم و بخوانم و باز تک تک فایلها را پاک کنم. انگار که کتاب باشید مثلا. چون به هیچ وجه نمی توانم با لپ تاپ متن بخوانم، مخصوصا بعد از خواندن متنهای بلند و کلا خیره شدن طولانی به صفحه مانیتور چشمهایم به طور عجیبی درد میگیرند و ا

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 17:04

نوشته ها، ترجمهها و آموزشها اکسکلوسیو شخص نگارنده است،
لطفا در صورت کپی، ذکر منبع فراموش نشود
****
نام وبلاگ (لومیه) به معنی روشنایی است

پستهای کامنتدونی بسته، یحتمل موقت هستند

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 17:04

بزرگ شدن عقل آدم، به نسبت سن و جسم آدم از آپشنهایی است که امیدوارم پروردگار در ساخت ورژن بعدی آدمها یا هر موجود اجتماعی دیگر لحاظ کند.

اگر هم نمیشود و نمیتواند و قص علی هذا، لطفا تیک "اجتماعی" بودن موجودات را برداشته، تا بروند و در تنهایی خودشان هرغلطی که می خواهند بکنند و در نهایت، بدون اینکه همدیگر را عذاب داده باشند، پاک و پاکیزه به دیار باقی بشتافند.

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:06

-مدیونی اگه روزه بگیری

در را بستم و اشک توی چشمانم جمع شد.

انگار همین دیروز بود که عیناً همین جمله را از زبان خودش، و خطاب به مادربزرگ شنیده بودم..

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:06

سرم را روی بالش می گذارم،پهلوی انگشت اشاره ام را از روی فرق سرم تا زیر چانه ام پایین میکشم.

اینجا خط استواست، و امروز اول ژوئن*.

تعجبی ندارد که یک نیمکره در آتش است و نیمکره ی دیگر دارد کم کم به خواب زمستانی می رود..


*۱ ژوئن در نیمکرهٔ شمالی آغازگر تابستان است، و در نیمکرهٔ جنوبی آغازگر زمستان...

*عنوان کتابی از جین آستن .عقل و احساس

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:06

La Llorona_Chavela Vargas متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. افسانهی زن گریان

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:06

با موردی مواجهیم که به نوشته ی "اذان صبح به افق تهران" با فونت 250 وسط تلویزیون زل می زند و لیوان آب را سر می کشد.

اسم سرخپوستی در این لحظه: فرار مغزها

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:06

وقتی چشمم به چشمش افتاد، هرچقدر تلاش کردم نتوانستم خودم را کنترل کنم و جیغ بلندی کشیدم که مامان را سراسیمه به نشیمن کشاند. سفیدی چشمش کاملا قرمز شده بود و میخواست چیزی بگوید اما زبانش نمی چرخید. مامان کیف و کتش را گرفت و من کمکش کردم تا روی صندلی بنشیند، هم نگران بودم و هم نمی خواستم مصرانه چیزی ب

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:06

من خوابهای زیادی میبینم که به صورت محسوس یا نامحسوس با امتحان یا کنکور یا تحویل پروژه یا اتفاقات مربوط به آنها در ارتباطند و دخالت مستقیم یا غیر مستقیم دارند، مانند این یا امتحانات ریاضی و فیزیک که درشان سوالات به زبان عبری نوشته شده اند و نمی توانم آنها را بخوانم، در حالی که وقتم هم دارد تمام می

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:06

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۳۴ ق.ظ جواب: سیبزمینی سرخ کرده [بعد از نگاه های طولانی و حسرت بار به کاسهی سیبزمینی، به تحقیقات علمی و پزشکی و سلامتی و امثالهم انگشت وسطی نشان داده و به سمت آن حضرت میرود] ۹۶/۰۳/۲۱ ۹ ۰ Fa E||a نظرات پاسخ:اوهوم... پاسخ:باباااا چیه سرخکردنی همش ضرره

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:06

Faella, [12.06.17 04:50] آفتاب زده بود. چیزی از پنجره پیدا نبود اما زیر پرده ای سفید سایه ی آبی گرفته بود، نشانه ای که هرروز من را متوجه روشن شدن هوا می کند. روی لبه ی تخت نشستم و حس لرز کردم. چندتا خمیازه پشت سر هم کشیدم و به این فکر کردم که آبی به صورتم بزنم و به کار برگردم. در راه یک خمیازه ی دی

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 8:06

بسیاری از کسانی که به دستهبندی آقای رییسی از آدمها به صورت جوانان و زنان می خندند، همانهایی هستند که موقع حرف زدن، بانوان را با دو دسته ی خانمها و خانمهای چادری (یا بیحجاب) توصیف می کنند.

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 6:26

این روزها تمرینات رانندگیام را باز از سر گرفتهام و خیلی مصمم طور، میخواهم تا آخر هفتهی بعد، شر گواهینامه گرفتن را از سر زندگیام کم کنم. مربیام را دوست دارم. یک خانم تپل و مهربان و ریلکس، که در مقابل اشتباهات فاحش و بالتبع، وحشتزدگی ها و استرسهای من، فقط نگاهم میکند و میگوید بیخیال... آروم ب

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 6:26

ملت را نباید متکی به جنجال و هیجان بار آورد. اساس فکر مردم باید تغییر کند، رفیق! تا چنین کاری انجام نشود، مردم ماده خام هستند که برای مدتی، به هر شکلی می شود درشان آورد. مثل خمیرند. هرکسی، هردستی، هر قدرتی می تواند شکل دلخواه خودش را از آنها بسازد! اما برای اینکه مردم بتوانند خودشان، خود را به هر شکلی که می خواهند بسازند، باید خودشان صاحب فکر بشوند. فکری که منافع همه مردم را بتواند جوابگو باشد

کلیدر /محمود دولتآبادی

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 6:26

بعد از هر وعده غذایی که مادرت میپزد دستش را ببوس.

بعد از هر لیوان شربت یا چای یا آبمیوه که برایت میآورد. بعد از هرکاری که برایت میکند...

حسرتش میماند. حسرتش خواهد ماند..

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 6:26

صفحه بندی